تبلیغات
زنگ تفریح - مطالب ابر طنز
 
زنگ تفریح
جوك عکس و مطالب طنز
جمعه 23 دی 1390 :: نویسنده : نوید

آدم باید چه جـــــــوری باشـه؟
اگه سربزیر و متفكر و توی خودش باشه، میگن: افسردگی داره، روانیه، سیماش قاطیه!
اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، میگن: جلفه، دلقكه، هجوه!
اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، میگن: شكموئه، پرخوره، مال مفت تور كرده!
اگه لاغر و جمع و جور و میزون باشه، میگن: كنسه، نخوره، حمال وارثه!
اگه از حقش دفاع كنه و زیر بار زور نره، میگن: جنجالیه، با همه دعوا داره، خروس جنگیه!
اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، میگن: بی عرضه س، حیف نون و دست و پا چلفتیه!
اگه اهل تحقیقات و كتاب باشه، میگن: اینو، واسه ما شده آقای مطالعه!
اگه با عیالات متحده ش مشكلی نداشته باشه، میگن: زن ذلیله، زن نگرفته، شوهر كرده!
اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، میگن: انگار كلفت آورده!
اگه دست به جیبش خوب باشه و به مردم كمك كنه، میگن: پول پارو میكنه، اهل زد و بنده!
اگه اهل بریز و بپاش و ولخرجی نباشه، میگن: پولهاشو انبار میكنه، جون به عزرائیل نمیده!
اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، میگن: معاشرتیه، فوق العادس، دوست داشتنیه!
اگه راست و درست و بی كلك باشه، میگن: هیچی نمیشه، به درد لای جرز میخوره!




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : آدم باید چه جـــــــوری باشـه؟، طنز، زنگ تفریح،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 دی 1390 :: نویسنده : نوید
ژاپن: 12 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 1 ساعت ماندن در ترافیک ، 3 ساعت تماشای تلویزیون ، 1 ساعت کار با اینترنت،1ساعت تماشای پلی بوی

--ایتالیا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت خیابان گردی

--آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلویزِیونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی

--کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفریح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی کاسترو

--عربستان سعودی : 8 ساعت تفریح همراه با کار ، 6 ساعت تفریح همراه با خرید در خیابان ، 10 ساعت خواب

--مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشیدن قلیان ، 2 ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در باره جمال عبدالاناصر

--هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فیلم ، 2 ساعت جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خیابان

--ایران : 8 ساعت خواب ، 4 ساعت استراحت ،2 ساعت ارسال اس ام اس و تعریف جوک ،2 ساعت فحش دادن به مسئولان از بالا تا پایین به همراه خانواده محترمشان ،
4 ساعت حرکت در ترافیک ، 1 ساعت کار ،1 ساعت بحث در باره ازدواج موقت ، 2 ساعت بحث در مورد یارانه ها!





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : زندگی، کشور، ایران، خواب، طنز، داستان، زنگ تفریح،
لینک های مرتبط :
شنبه 26 آذر 1390 :: نویسنده : نوید
مردی خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از  
بیرون كشیدن آن درمانده. مساعدت را ( برای  
كمك كردن ) دست در دُم خر زده، قُوَت  
كرد( زور زد). دُم از جای كنده آمد. فغان از  
صاحب خر برخاست كه « تاوان بده»!.

مرد به قصد فرار به كوچه‌ای دوید، بن بست  
یافت. خود را به خانه‌ای درافگند. زنی  
آنجا كنار حوض خانه چیزی می‌شست و بار  
حمل داشت (حامله بود). از آن هیاهو و آواز  
در بترسید، بار بگذاشت (سِقط كرد). خانه  
خدا (صاحبِ خانه) نیز با صاحب خر هم آواز  
شد.

مردِ گریزان بر بام خانه دوید. راهی  
نیافت، از بام به كوچه‌ای فروجست كه در  
آن طبیبی خانه داشت. مگر جوانی پدر  
بیمارش را به انتظار نوبت در سایۀ دیوار  
خوابانده بود؛ مرد بر آن پیر بیمار فرود  
آمد، چنان كه بیمار در جای بمُرد. «پدر  
مُرده» نیز به خانه خدای و صاحب خر پیوست!.

مَرد، همچنان گریزان، در سر پیچ كوچه با  
یهودی رهگذر سینه به سینه شد و بر زمینش  
افگند. پاره چوبی در چشم یهودی رفت و كورش  
كرد. او نیز نالان و خونریزان به جمع  
متعاقبان پیوست!.

مرد گریزان، به ستوه از این همه، خود را  
به خانۀ قاضی افگند كه «دخیلم» (پناهم  
ده)؛ مگر قاضی در آن ساعت با زن شاكیه  
خلوت كرده بود. چون رازش فاش دید، چارۀ  
رسوایی را در جانبداری از او یافت: و چون  
از حال و حكایت او آگاه شد، مدعیان را به  
درون خواند.

نخست از یهودی پرسید. گفت: این مسلمان یك  
چشم مرا نابینا كرده است. قصاص طلب میكنم.  
قاضی گفت : دَیتِ مسلمان بر یهودی نیمه  
بیش نیست. باید آن چشم دیگرت را نیز  
نابینا كند تا بتوان از او یك چشم بركند!  
و چون یهودی سود خود را در انصراف از  
شكایت دید، به پنجاه دینار جریمه محكومش  
كرد!.

جوانِ پدر مرده را پیش خواند. گفت: این  
مرد از بام بلند بر پدر بیمار من افتاد،  
هلاكش كرده است. به طلب قصاص او آمده‌ام.  
قاضی گفت: پدرت بیمار بوده است، و ارزش  
حیات بیمار نیمی از ارزش شخص سالم است.  
حكم عادلانه این است كه پدر او را زیر  
همان دیوار بنشانیم و تو بر او فرودآیی،  
چنان كه یك نیمهء جانش را بستانی!. و  
جوانك را نیز كه صلاح در گذشت دیده بود،  
به تأدیۀ سی دینار جریمۀ شكایت بی‌مورد  
محكوم كرد!.

چون نوبت به شوی آن زن رسید كه از وحشت  
بار افكنده بود، گفت : قصاص شرعاً هنگامی  
جایز است كه راهِ جبران مافات بسته باشد.  
حالی می‌توان آن زن را به حلال در فراش  
(عقد ازدواج) این مرد كرد تا كودكِ از دست  
رفته را جبران كند. طلاق را آماده باش!.  
مردك فغان برآورد و با قاضی جدال  
می‌كرد، كه ناگاه صاحب خر برخاست و به  
جانب در دوید.

قاضیآواز داد :هی! بایست كه اكنون نوبت  
توست!. صاحب خر همچنان كه می‌دوید فریاد  
كرد: مرا شكایتی نیست. می روم مردانی بیاورم كه شهادت دهند خرمن از کره‌گی دُم نداشت





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : خرمن از کره‌گی دُم نداشت، داستان، طنز،
لینک های مرتبط :
شنبه 16 مهر 1390 :: نویسنده : نوید
کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست.

مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از کشیش پرسید:

پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟

کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت: روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است!

مردک با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد...

بعد کشیش از او پرسید: تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟

مردک گفت: من روماتیسم ندارم! اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است




نوع مطلب : طنز، داستان، 
برچسب ها : پاپ اعظم، روماتیسم، مستی، میگساری، بی بند و باری، مست و لایعقل، ولگرد، اتوبوس، داستان، طنز،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ


همانطور كه از اسم وبلاگ معلومه در اینجا سعی بر این داریم تا یك محیط شاد را برای بازدیدكنندگان محترم ایجاد كنیم.
پذیرای انتقادات همه دوستان هستم.
دوستانی هم كه مایل یه همكاری با این وبلاگ هستند می توانند با ایمیل zangetafrih_ir@yahooo.com تماس بگیرند.

مدیر وبلاگ : نوید
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :